تله دو هفتهای
تهدید امنیتی کانال دِرهم
التیماتوم هرمز؛ دیپلماسی تهاجمی
پیامدهای بینالمللی یک حمله از پیش شکست خورده
تراژدی دولت رفاه در ایران
ترامپ و سیاست «انزواطلبی تهاجمی» در بستر افول هژمونی ایالات متحده
شکارچیان جکیل و اختاپوس فدرال رزرو: از جدال سرمایه تا پیوند ترامپ و نتانیاهو در احیای نئوفاشیسم و نئونازیسم
خطبه ۲۷ نهجالبلاغه؛ دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران
نظام بینالملل امروز در حال گذار از مدل سنتی اتحادهای پایدار و ساختاریافته به سمت ائتلافهای موقت، منعطف و مسئلهمحور است. هم ناتو به عنوان یک ائتلاف کهنهکار و هم بریکس بهعنوان چارچوبی نوظهور، هر دو با چالشهایی مواجه هستند که ریشه در تغییر ماهیت قدرت، تنوع تهدیدات و الگوی جدید محاسبه منافع دارند.
بنیامین نتانیاهو نخستوزیر کنونی رژیم اسرائیل، طی دهههای اخیر به یکی از بحثبرانگیزترین چهرههای سیاسی در سطح جهانی بدل شده است. عملکرد او در زمینههای داخلی و بینالمللی بهویژه اتخاذ سیاستهای نظامیمحور، سرکوبگرایانه و نژادمحور در قبال فلسطینیان، به همراه تشدید منازعات در نوار غزه، موجب شده است که او از منظر حقوقی نیز با اتهامات جدی مواجه شود.
استفاده هدفمند و سیاسی از واژهای جعلی توسط ترامپ، بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای بازتعریف توازن قدرت منطقهای، تضعیف مشروعیت تاریخی ایران، و تحکیم ائتلاف ضدایرانی است. در مقابل، ایران باید با قدرت، علم، و ابزارهای حقوقی و دیپلماتیک به مقابله با این روند بپردازد. این تنها یک "مسئله نام" نیست؛ بلکه مسألهای حیاتی در حوزه هویت تاریخی، مشروعیت بینالمللی و منافع ژئوپلیتیکی ایران در یکی از حساسترین مناطق جهان است.
آینده ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در گرو تصمیماتی است که امروز در سطوح راهبردی حاکمیتی، اقتصادی و اجتماعی اتخاذ میشود؛ تصمیماتی که باید با اتکا بر اصولی چون استقلال ملی، عدالت اجتماعی، و مقاومت آگاهانه و عقلانی در برابر سلطهگری اتخاذ شوند.
تحلیل دقیق رفتار تاریخی ایالات متحده آمریکا در عرصه روابط بینالملل نشان میدهد که کاخ سفید و کنگره این کشور، بهطور مستمر و ساختاریافته، الگوی بیتعهدی نسبت به مذاکرات، توافقات بینالمللی، همکاریهای دیپلماتیک و حتی مواردی از تسلیم کامل طرفهای مقابل را دنبال کردهاند.
اعتماد یکجانبه و بدون پشتوانه به وعدههای کشورهای غربی به ویژه آمریکا نه تنها دستاوردی برای ایران در پی نخواهد داشت بلکه میتواند زمینهساز آسیبهای جدی به امنیت و منافع حیاتی کشور گردد.
موضوع برنامه هستهای ایران و مذاکرات مرتبط با آن، نه تنها یک چالش فنی در حوزه انرژی یا کنترل تسلیحات به شمار میآید، بلکه به یک مسئلهی کلیدی در هندسهی قدرت جهانی، نظم بینالمللی و بازیهای ژئوپلیتیک تبدیل شده است. مذاکرات اخیر در عمان، بار دیگر ضرورت بازاندیشی در رویکردهای سیاست خارجی ایالات متحده، تأثیر نهادهای غیررسمی بر تصمیمسازیها، و جایگاه حقوق بینالملل در تنظیم رفتار دولتها را در کانون توجه قرار داده است.
امنیت ملی مفهومی نسبی، شکننده و وابسته به قدرت بازدارندگی است. ایران در محیطی پر از تهدیدهای بالفعل و بالقوه قرار دارد. اگرچه برنامه هستهای صلحآمیز ایران حق مسلم ملت است، اما در شرایط کنونی این حق باید به مرحلهای فراتر ارتقا یابد. دستیابی به تسلیحات هستهای (ولو در سطح توانایی ساخت) نه تنها برای جلوگیری از جنگ، بلکه برای تقویت موقعیت منطقهای، استقلال تصمیمگیری و عزت ملی، ضروری به نظر میرسد.