پرسش این است که هدف از مذاکره با دشمنی بدعهد و بدسابقه چیست و این مذاکرات تاکنون چه دستاوردی داشته است؟ برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا پیشفرضهای رایج درباره اهداف مذاکره را بررسی کنیم. اگر هدف از مذاکره رفع تحریمها و گشایش اقتصادی باشد، تجربه مذاکرات سالهای اخیر نشان میدهد که این هدف […]
وابسته کردن ساختار واردات کشور به امارات و گره زدن شریان حیاتی تجارت خارجی به «درهم» فقط یک خطای ساده و یا یک تصمیم موقتی در شرایط حساس از طرف سیاستگذار اقتصادی نیست؛ این اقدام تهدیدی آشکار علیه امنیت و اسقلال اقتصادی ایران ایجاد کرده است. ادامه این مسیر به معنای واگذاری کنترل مسیرهای حیاتی […]
در مورد جنگ رمضان باید گفت که بر اساس محاسبات آمریکا و اسرائیل، حمله نهم اسفندماه قرار بود به عنوان یک ضربه فلجکننده عمل کرده و با ایجاد خلاء قدرت در عالیترین سطح، منجر به فروپاشی نظام و در نهایت تسلیم ایران شود. اما آنچه در صحنه عمل رخ داد، جهان را با واقعیتی نوین […]
تحلیل احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا-اسرائیل مستلزم بررسی همزمان ساختارهای قدرت در نظام بینالملل، دکترین بازدارندگی، اقتصاد انرژی و همچنین گفتمانهای ایدئولوژیک و هویتی در سطح منطقهای و جهانی است. تقابل میان ایران و آمریکا-اسرائیل را میتوان به عنوان یکی از کانونهای تنش در مسیر گذار از نظم تکقطبی به نظم چندقطبی تحلیل […]
بازاندیشی در مفهوم دولت رفاه و پیوند آن با عدالت اجتماعی، ضرورتی راهبردی برای بقا و ثبات ملی به شمار میرود.
آموزههای خطبه ۲۷ نهجالبلاغه بر اصولی همچون “پیشدستی”، “حمله به دشمن در قلمرو خودش”، “اجتناب از دفاع منفعلانه در خاک خود”، “جایگاه جهاد به مثابه سرچشمه عزت و امنیت” و “بازدارندگی فعال” تأکید میکند. این خطبه صرفاً نه یک موعظه اخلاقی، بلکه متنی استراتژیک است که به زبان دینی اما با منطق سیاسی-نظامی سخن میگوید. […]
ایران در قرن بیست و یکم دیگر صرفاً یک قدرت منطقهای سنتی نیست، بلکه به یک بازیگر هیبریدی چند وجهی تبدیل شده است. این بازیگر میتواند در سطوح مختلف از میدان نظامی و سایبری گرفته تا عرصه اقتصادی و رسانهای همزمان به رقابت و همکاری بپردازد و از تغییر موازنههای جهانی در جهت منافع خود بهره گیرد.
فهم سیاست خارجی ایران بدون توجه به مفاهیم و عناصر بنیادینی مانند "مقاومت"، "استکبار"، "هویت انقلابی"، و بازنمایی "دشمن"، تحلیلی ناقص خواهد بود.
جایگاه ایران در نظم امنیتی خاورمیانه دچار تحول ساختاری شده، از بازیگری با توان بازدارندگی بالقوه به قدرتی که توان نظامی خود را به نمایش گذاشته و اثبات کرده است. اکنون ایران پساجنگ نه تنها در معادلات منطقهای بلکه در سطح جهانی به عنوان بازیگری فعال، قدرتمند و تعیینکننده مطرح است و این امر مبنای بازتعریف توازن قوا در غرب آسیا و فراتر از آن خواهد بود.