تله دو هفتهای
تهدید امنیتی کانال دِرهم
التیماتوم هرمز؛ دیپلماسی تهاجمی
پیامدهای بینالمللی یک حمله از پیش شکست خورده
تراژدی دولت رفاه در ایران
ترامپ و سیاست «انزواطلبی تهاجمی» در بستر افول هژمونی ایالات متحده
شکارچیان جکیل و اختاپوس فدرال رزرو: از جدال سرمایه تا پیوند ترامپ و نتانیاهو در احیای نئوفاشیسم و نئونازیسم
خطبه ۲۷ نهجالبلاغه؛ دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران
وابسته کردن ساختار واردات کشور به امارات و گره زدن شریان حیاتی تجارت خارجی به «درهم» فقط یک خطای ساده و یا یک تصمیم موقتی در شرایط حساس از طرف سیاستگذار اقتصادی نیست؛ این اقدام تهدیدی آشکار علیه امنیت و اسقلال اقتصادی ایران ایجاد کرده است. ادامه این مسیر به معنای واگذاری کنترل مسیرهای حیاتی […]
آموزههای خطبه ۲۷ نهجالبلاغه بر اصولی همچون “پیشدستی”، “حمله به دشمن در قلمرو خودش”، “اجتناب از دفاع منفعلانه در خاک خود”، “جایگاه جهاد به مثابه سرچشمه عزت و امنیت” و “بازدارندگی فعال” تأکید میکند. این خطبه صرفاً نه یک موعظه اخلاقی، بلکه متنی استراتژیک است که به زبان دینی اما با منطق سیاسی-نظامی سخن میگوید. […]
ایران در قرن بیست و یکم دیگر صرفاً یک قدرت منطقهای سنتی نیست، بلکه به یک بازیگر هیبریدی چند وجهی تبدیل شده است. این بازیگر میتواند در سطوح مختلف از میدان نظامی و سایبری گرفته تا عرصه اقتصادی و رسانهای همزمان به رقابت و همکاری بپردازد و از تغییر موازنههای جهانی در جهت منافع خود بهره گیرد.
فهم سیاست خارجی ایران بدون توجه به مفاهیم و عناصر بنیادینی مانند "مقاومت"، "استکبار"، "هویت انقلابی"، و بازنمایی "دشمن"، تحلیلی ناقص خواهد بود.
ناکامی ایران در تحقق توسعه سیاسی و اقتصادی پایدار، نه صرفاً ناشی از دخالتهای خارجی و نه صرفاً محصول ناکارآمدی داخلی است، بلکه در تعامل مستمر و همافزای این دو عامل ریشه دارد. پاشنه آشیل ایران را باید در ناتوانی در نهادسازی پایدار، حکمرانی مشارکتی، و استقلال نهادی جستوجو کرد.
جایگاه ایران در نظم امنیتی خاورمیانه دچار تحول ساختاری شده، از بازیگری با توان بازدارندگی بالقوه به قدرتی که توان نظامی خود را به نمایش گذاشته و اثبات کرده است. اکنون ایران پساجنگ نه تنها در معادلات منطقهای بلکه در سطح جهانی به عنوان بازیگری فعال، قدرتمند و تعیینکننده مطرح است و این امر مبنای بازتعریف توازن قوا در غرب آسیا و فراتر از آن خواهد بود.
ایران، امروز در نقطهای قرار دارد که دیگر تکرار ادبیات هشدار و سخنان بدون اقدام، نه تنها کارایی ندارد بلکه امنیت ملی را به خطر انداخته است.
تغییر پارادایم از "سیاستمحوری اقتصاد" به "اقتصادمحوری سیاست" ضرورتی تاریخی برای ایران امروز است. در این چارچوب سیاست باید به بازسازی ساختارهای اقتصادی، ارتقاء حکمرانی کارآمد و تسهیل تعامل سازنده با جهان بینجامد.
اعتماد یکجانبه و بدون پشتوانه به وعدههای کشورهای غربی به ویژه آمریکا نه تنها دستاوردی برای ایران در پی نخواهد داشت بلکه میتواند زمینهساز آسیبهای جدی به امنیت و منافع حیاتی کشور گردد.