متغیرهای میدان جنگ نشان میدهند که فارغ از جزئیات فنی و محتوایی توافق موقت یا آتشبس دوهفتهای، آنچه اهمیت بنیادین دارد مکانیسم توزیع نیرو و مدیریت همزمان جبهههای نبرد است. رژیم صهیونیستی به لحاظ ساختار ارتش و محدودیتهای عمق استراتژیک، همواره از درگیری در دو یا چند جبهه همزمان پرهیز میکند و دکترین نظامی آن […]
پدیدهای که امروزه در عرصه سیاست و اقتصاد جهانی مشاهده میشود، نشانگر همپوشانی پیچیدهای از عناصر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی است.
مسیر موسوم به «مسیر ترامپ» فراتر از یک پروژه ترانزیتی صرف، بخشی از یک معماری ژئوپلیتیکی جدید در قفقاز جنوبی است که با هدف بازآرایی موازنه قدرت به نفع آمریکا و متحدانش طراحی شده است. این گذرگاه میتواند نقش ایران را به عنوان بازیگری مستقل و محوری در ترانزیت منطقهای تضعیف کرده و در عین حال به محلی برای رقابت فشرده میان قدرتهای بزرگ تبدیل شود.
نظام بینالملل امروز در حال گذار از مدل سنتی اتحادهای پایدار و ساختاریافته به سمت ائتلافهای موقت، منعطف و مسئلهمحور است. هم ناتو به عنوان یک ائتلاف کهنهکار و هم بریکس بهعنوان چارچوبی نوظهور، هر دو با چالشهایی مواجه هستند که ریشه در تغییر ماهیت قدرت، تنوع تهدیدات و الگوی جدید محاسبه منافع دارند.
جنگ سرد جدید میان آمریکا، چین و روسیه به شکل رقابت اقتصادی، فناوری و نظامی در حال گسترش است. برخلاف جنگ سرد کلاسیک، این تقابل چندقطبی و پیچیدهتر شده و بازیگرانی مانند اتحادیه اروپا، هند و کشورهای خاورمیانه نقش مهمی در آن دارند. رقابت بر سر فناوریهای نوظهور و نفوذ ژئوپلیتیکی، آینده نظم جهانی را شکل خواهد داد.
دلار همچنان بر اقتصاد جهانی مسلط است، اما تلاشهای بسیاری برای کاهش این وابستگی در حال انجام است.
چین با استفاده از قراردادهای بلندمدت، سرمایهگذاریهای کلان و پرداخت وام به دیگر کشورها و در درنتیجه آن ایجاد تله بدهی، در حال افزایش نفوذ خود در جهان است و به تدریج وابستگی کشورهای مختلف را به خود بیشتر میکند.
دیدگاههای دونالد ترامپ نسبت به سیاست داخلی و خارجی را میتوان از طریق دو شعار کلیدی کارزار انتخاباتی او در سال ۲۰۱۶ درک کرد: «اول آمریکا» و «آمریکا را دوباره با عظمت کنید».