تله دو هفتهای
تهدید امنیتی کانال دِرهم
التیماتوم هرمز؛ دیپلماسی تهاجمی
پیامدهای بینالمللی یک حمله از پیش شکست خورده
تراژدی دولت رفاه در ایران
ترامپ و سیاست «انزواطلبی تهاجمی» در بستر افول هژمونی ایالات متحده
شکارچیان جکیل و اختاپوس فدرال رزرو: از جدال سرمایه تا پیوند ترامپ و نتانیاهو در احیای نئوفاشیسم و نئونازیسم
خطبه ۲۷ نهجالبلاغه؛ دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران
متغیرهای میدان جنگ نشان میدهند که فارغ از جزئیات فنی و محتوایی توافق موقت یا آتشبس دوهفتهای، آنچه اهمیت بنیادین دارد مکانیسم توزیع نیرو و مدیریت همزمان جبهههای نبرد است. رژیم صهیونیستی به لحاظ ساختار ارتش و محدودیتهای عمق استراتژیک، همواره از درگیری در دو یا چند جبهه همزمان پرهیز میکند و دکترین نظامی آن […]
پدیدهای که امروزه در عرصه سیاست و اقتصاد جهانی مشاهده میشود، نشانگر همپوشانی پیچیدهای از عناصر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی است.
سرمایهداری جهانی در عصر پساشوروی، بیش از آنکه به توسعه و عدالت جهانی بینجامد، در مسیر شکلگیری «جهانیسازی واپسگرا» حرکت کرده است؛ روندی که در آن منطق سود، سلطه و رقابت ژئوپلیتیک بر ارزشهای انسانی اولویت دارد و خشونت ساختاری، تحریمهای اقتصادی و جنگهای نیابتی به عناصر عادی سیاست بینالملل بدل شدهاند.
مسیر موسوم به «مسیر ترامپ» فراتر از یک پروژه ترانزیتی صرف، بخشی از یک معماری ژئوپلیتیکی جدید در قفقاز جنوبی است که با هدف بازآرایی موازنه قدرت به نفع آمریکا و متحدانش طراحی شده است. این گذرگاه میتواند نقش ایران را به عنوان بازیگری مستقل و محوری در ترانزیت منطقهای تضعیف کرده و در عین حال به محلی برای رقابت فشرده میان قدرتهای بزرگ تبدیل شود.
پیوند سیاسی و ایدئولوژیک میان راست افراطی در ایالات متحده و اسرائیل، نهتنها نظامهای لیبرال دموکراتیک را از درون تضعیف کرده، بلکه در عرصه بینالملل نیز موجب بحران در مفاهیمی چون حقوق بشر، گفتوگوی تمدنها، مشروعیت سیاسی، و امنیت جمعی شده است.
نظام بینالملل امروز در حال گذار از مدل سنتی اتحادهای پایدار و ساختاریافته به سمت ائتلافهای موقت، منعطف و مسئلهمحور است. هم ناتو به عنوان یک ائتلاف کهنهکار و هم بریکس بهعنوان چارچوبی نوظهور، هر دو با چالشهایی مواجه هستند که ریشه در تغییر ماهیت قدرت، تنوع تهدیدات و الگوی جدید محاسبه منافع دارند.
آینده ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در گرو تصمیماتی است که امروز در سطوح راهبردی حاکمیتی، اقتصادی و اجتماعی اتخاذ میشود؛ تصمیماتی که باید با اتکا بر اصولی چون استقلال ملی، عدالت اجتماعی، و مقاومت آگاهانه و عقلانی در برابر سلطهگری اتخاذ شوند.
تحلیل دقیق رفتار تاریخی ایالات متحده آمریکا در عرصه روابط بینالملل نشان میدهد که کاخ سفید و کنگره این کشور، بهطور مستمر و ساختاریافته، الگوی بیتعهدی نسبت به مذاکرات، توافقات بینالمللی، همکاریهای دیپلماتیک و حتی مواردی از تسلیم کامل طرفهای مقابل را دنبال کردهاند.
جنگ سرد جدید میان آمریکا، چین و روسیه به شکل رقابت اقتصادی، فناوری و نظامی در حال گسترش است. برخلاف جنگ سرد کلاسیک، این تقابل چندقطبی و پیچیدهتر شده و بازیگرانی مانند اتحادیه اروپا، هند و کشورهای خاورمیانه نقش مهمی در آن دارند. رقابت بر سر فناوریهای نوظهور و نفوذ ژئوپلیتیکی، آینده نظم جهانی را شکل خواهد داد.