دالان زنگزور یکی از پروژههای مهم و استراتژیک در قفقاز جنوبی است که در صورت اجرایی شدن، میتواند تأثیرات عمیقی بر جغرافیای سیاسی و اقتصادی منطقه، به ویژه برای ایران داشته باشد و تهدیدی جدی برای منافع استراتژیک ایران ایجاد کند. این پروژه که در واقع یک کریدور ترانزیتی بین جمهوری آذربایجان و ترکیه ایجاد میکند، میتواند به طور جدی مسیرهای ارتباطی ایران با اروپا را مسدود کرده و در نهایت ایران را در وضعیت «خفگی ژئوپلیتیک» قرار دهد. از اینرو به نظر میرسد که این پروژه فراتر از یک پروژه اقتصادی و صرفاً برای تسهیل حمل و نقل کالا است و یک نقشه استراتژیک با پیامدهای عمیق سیاسی و امنیتی برای ایران می باشد.
دالان زنگزور یک گذرگاه استراتژیک است که به جمهوری آذربایجان امکان میدهد تا ارتباط زمینی با جمهوری خودمختار نخجوان برقرار کند. این طرح به معنی باز شدن یک مسیر ارتباطی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان است که از خاک ارمنستان میگذرد و در نهایت ارتباط مستقیم میان جمهوری آذربایجان و ترکیه را فراهم میآورد. این پروژه میتواند به صورت بالقوه مرز ایران و ارمنستان را تحت تأثیر قرار دهد. تا پیش از این برای دستیابی به چنین ارتباطی، باکو مجبور بود از طریق ایران یا ارمنستان مسیری پیچیده و طولانی را طی کند. این مسیر جدید به ویژه در زمینههای اقتصادی، حمل و نقل و تجارت حائز اهمیت است، زیرا میتواند هزینههای حمل و نقل را کاهش داده و تجارت بین ترکیه و جمهوری آذربایجان را تسهیل کند.
این پروژه بخشی از طرحهای بزرگتر همکاری بین جمهوری آذربایجان و ترکیه است که هدف آن تسهیل حملونقل و تجارت میان دو کشور و همچنین گسترش نفوذ آنها در منطقه قفقاز و فراتر از آن است. این دالان در صورت تکمیل میتواند به عنوان یک مسیر اصلی ترانزیتی میان کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز و اروپا عمل کند. در واقع در سطح اقتصادی، هدف از این پروژه تسهیل ترانزیت کالا میان ترکیه و جمهوری آذربایجان است. اما در ابعاد ژئوپلیتیکی، این پروژه طرحی برای افزایش نفوذ ترکیه و جمهوری آذربایجان در منطقه است که در اثر آن، چالش های امنیتی و ژئوپلیتیکی فراوانی برای ایران و سیاستهای ایران در منطقه خواهد داشت. این دو کشور از منظر استراتژیک با ایجاد دالان زنگزور به دنبال افزایش تسلط خود بر مسیرهای ارتباطی بین ایران و اروپا هستند. ترکیه با در اختیار گرفتن این مسیرها میتواند در نقش یک واسطه کلیدی در تعاملات ایران با بازارهای جهانی عمل کند. همچنین ترکیه از طریق این دالان قادر خواهد بود حضور خود را در قفقاز جنوبی تقویت کرده و جایگاه استراتژیک خود در منطقه افزایش دهد، که این امر در تعارض با منافع استراتژیک ایران قرار دارد.
ایران که در حال حاضر یک مسیر ترانزیتی مهم برای کالاها و انرژی در مسیرهای بینالمللی است، با راهاندازی این دالان بخشی از این نقش را از دست خواهد داد. دالان زنگزور به عنوان یک مسیر جدید میتواند جایگزینی برای مسیرهای تجاری ایران در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی شود. به ویژه اینکه این مسیر به طور مستقیم از ترکیه به جمهوری آذربایجان متصل میشود، میتواند باعث کاهش حجم مبادلات تجاری ایران با این کشورها شود.
این دالان میتواند تهدیدات امنیتی جدیدی برای ایران به وجود آورد. در صورت باز شدن دالان زنگزور و کاهش روابط مستقیم ایران با ارمنستان، ممکن است ایران در موقعیتی قرار گیرد که دسترسی کمتری به بازارهای قفقاز جنوبی پیدا داشته باشد. از آنجاییکه ایران در حال حاضر یکی از شرکای مهم تجاری ارمنستان است، چنین تحولی میتواند تأثیرات منفی بر اقتصاد ایران و ارمنستان بگذارد. باتوجه به اینکه ترکیه و جمهوری آذربایجان ارتباطات نزدیکتری خواهند داشت، ترکیه میتواند در این منطقه نفوذ بیشتری پیدا کند که این موضوع با توجه به سابقههای سیاسی و نظامی ترکیه در منطقه، نگرانیهایی برای امنیت ایران ایجاد میکند. افزون بر این، در صورتیکه ناتو نیز از این پروژه حمایت کند، ایران ممکن است با تحرکات نظامی و امنیتی گستردهتر از سوی غرب در نزدیکی مرزهای خود مواجه شود.
در حال حاضر ایران از دو مسیر عمده برای ارتباط زمینی و ترانزیتی خود با اروپا بهره میبرد. یکی از این مسیرها از طریق ترکیه و دیگری از طریق کشورهای حوزه قفقاز است. این مسیرها برای ایران از نظر اقتصادی و استراتژیک بسیار مهم هستند. یکی از مهمترین اثرات دالان زنگزور برای ایران ایجاد نوعی “خفگی ژئوپلیتیک” است. مفهوم “خفگی ژئوپلیتیک” به این معنا است که ایران، با توجه به موقعیت جغرافیایی و وابستگیهای اقتصادیاش، به شدت به مسیرهای ترانزیتی عبور از ترکیه و جمهوری آذربایجان وابسته خواهد شد. هر دو کشور میتوانند کنترل راههای ارتباطی و ترانزیتی ایران را به دست گرفته و به شدت بر تعاملات اقتصادی و استراتژیک ایران با سایر کشورهای منطقه و اروپا فشار وارد کنند.
در حقیقت به واسطه ایجاد دالان زنگزور ایران در موقعیتی قرار خواهد گرفت که نه تنها توانایی دستیابی آزاد به اروپا را از دست خواهد داد، بلکه مجبور خواهد شد برای انتقال کالاها و خدمات خود از مسیرهایی که تحت کنترل ترکیه و جمهوری آذربایجان قرار دارد، عبور کند. این امر باعث ایجاد نوعی وابستگی اقتصادی و استراتژیک ایران به این دو کشور میشود که در شرایط تنشهای سیاسی و اقتصادی میتواند به یک ابزار فشار بسیار مؤثر تبدیل شود. این شرایط باعث خواهد شد که ایران نتواند به طور مستقل در عرصه تجارت جهانی نقش آفرینی کند و موقعیت استراتژیک گذشته خود را در منطقه و جهان نداشته باشد.
این وضعیت میتواند به طور خاص به صورت یک فشار اقتصادی و سیاسی عمل کند که ایران را مجبور به پذیرش شرایط خاصی از سوی ترکیه و جمهوری آذربایجان میکند. از این جهت ایران برای حفظ دسترسی خود به این مسیرها ناچار به پذیرش محدودیتها یا پرداخت هزینههای اضافی خواهد بود. این فشار میتواند به طور عمده منافع استراتژیک ایران را تحت تأثیر قرار دهد و عملاً موجب خفگی اقتصادی کشور شود.
ترکیه به ویژه پس از تحولات سیاسی اخیر در منطقه، در تلاش است تا جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقهای تقویت کند. ترکیه از ایجاد این دالان به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ خود در قفقاز جنوبی و همچنین به عنوان بخشی از استراتژیاش در خصوص “راه ابریشم جدید” بهرهبرداری میکند. اتصال زمینی با باکو به ترکیه این امکان را میدهد که ترکیه نه تنها از لحاظ اقتصادی از مسیرهای جدید بهرهبرداری کند، بلکه از لحاظ سیاسی و امنیتی هم بر شرایط منطقه تأثیر بگذارد.
ناتو به عنوان سازمانی که ترکیه عضو آن است، میتواند از نظر سیاسی و نظامی از این پروژه حمایت کند، زیرا گسترش نفوذ ناتو در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی به ویژه در برابر روسیه و ایران برای این سازمان مهم است. هرچند ناتو مستقیماً در ساخت دالان زنگزور دخالت نخواهد کرد، اما حمایت غیرمستقیم و تقویت حضور ترکیه در این پروژه میتواند منافع بلند مدت ناتو را در این منطقه تأمین کند.
در مقابل تهدیدات ایجاد دالان زنگزور ایران باید از استراتژیهایی استفاده کند که بتواند تأثیرات منفی این پروژه را کاهش دهد و جایگاه خود را در منطقه حفظ کند. از اینرو ایران باید روابط خود با ارمنستان را تقویت کند و از هر گونه سیاستی که باعث آسیب به منافع امنیتی و اقتصادی ایران می شود، جلوگیری کند. ارمنستان که با جمهوری آذربایجان و ترکیه در رقابت است، میتواند در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی، شریک ایران باقی بماند.
باید توجه داشت که ترانزیت ایران از مسیر ارمنستان به اروپا در چارچوب پروژه کریدور شمال-جنوب قرار دارد که هدف آن ایجاد یک مسیر حملونقل چند گانه از هند، ایران و روسیه به کشورهای اروپایی است. این کریدور به ویژه برای کاهش وابستگی به مسیرهای حمل و نقل از طریق دریای سرخ و کانال سوئز طراحی شده است. ایران میتواند از این کریدور به عنوان یک ابزار استراتژیک برای افزایش نفوذ اقتصادی خود استفاده کند.
ترانزیت کالاها از ایران به اروپا از طریق ارمنستان میتواند روابط اقتصادی و تجاری دو کشور را تقویت کند. ارمنستان به دلیل محدودیتهای اقتصادی و سیاسی، به دنبال تقویت روابط خود با کشورهای همسایه از جمله ایران است و در این مسیر میتواند از مزایای اقتصادی ناشی از ترانزیت کالا بهرهمند شود. همچنین این مسیر میتواند به ارمنستان کمک کند تا موقعیت خود را به عنوان یک گره تجاری مهم در منطقه قفقاز جنوبی تثبیت کند.
برای ایران، ترانزیت از مسیر ارمنستان به اروپا یک فرصت بزرگ است تا بتواند خود را به عنوان یک بازیگر کلیدی در ترانزیت کالاها و انرژی بین شرق و غرب معرفی کند. این مسیر میتواند به ایران این امکان را بدهد که در مقابل فشارهای تحریمی، وابستگی خود به دیگر مسیرهای تجاری را کاهش دهد و بر تجارت بینالمللی خود بیفزاید.
ایران باید از ظرفیتهای خود برای گسترش روابط اقتصادی و ترانزیتی با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز استفاده کند. از طریق پروژههای مشترک اقتصادی و توافقات ترانزیتی، ایران میتواند جایگاه خود را به عنوان یک پل ارتباطی مهم در منطقه تقویت کند. از طرفی در صورت تشدید تهدیدات امنیتی ناشی از ایجاد دالان زنگزور، ایران باید به تقویت توان دفاعی خود در مرزهای شمالی و غربی بپردازد و به ویژه در راستای همکاریهای نظامی و امنیتی استراتژیهایی برای مقابله با تهدیدات احتمالی طراحی کند.
اما ایران باید مراقب تحرکات قومی در داخل کشور باشد. هرگونه تحریک از سوی گروههای پانترک و جداییطلب در مناطقی مانند آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل میتواند به نفع پروژه دالان زنگزور باشد. ایران باید از طریق تقویت هویت ملی و جلوگیری از گسترش نگرشهای تجزیهطلبانه، ثبات داخلی خود را حفظ کند.